حتما در کودکی با توپ های لاستیکی کوچکی که آنها از ارتفاعی رها میکردید و انتظار برگشت آنرا رو به بالا (پس از برخورد به زمین) داشتید. این پدیده مبنای آزمون بسیار ساده اما مهم در لاستیک می باشد. در این آزمون نمونه ی استاندارد در محل قرار خود در دستگاه قرار میگیرد. پاندول را از حالت عمودی به حالت افقی تغییر وضعیت میدهیم. ارتفاع راستای پاندول از افق قراگیری افق را 100 واحد در نظر میگیریم. پاندول رها می شود و پس از برخورد به قطعه لاستیکی تا ارتفاع x برمیگردد. بنابراین لاستیک ما x درصد از انرژی ای که به آن داده شده است را پس میدهد و 100-x درصد از انرژی را دمپ (جذب) میکند.
سازندهی توپ بالا میبایست کامپاندی برای توپ لاستیکی طراحی میکرد که دارای بیشترین x باشد. یعنی رزیلیانس آن بیشینه باشد تا به ما در فضای کودکی لذت بیشتری میداد. اما مصارف دیگری مانند ضربه گیرها و دامپرها هستند که لازم است میزان برگشت پذیری یا رزیلیانس آنها کمینه باشد تا بتواند انرژی تولید شده را میرا کرده و کمترین تنش به مجموعه وارد شود. به عنوان مثال در بنادر که کشتی پهلو میگیرد فندرهایی نصب میشوند که پس از برخورد کشتی و پهلو گرفتن، انرژی کشتی را جذب و میرا کند. اگر این انرژی جذب نشود و به کشتی عودت شود، کشتی دوباره به دریا برمیگردد. انرژی که توسط لاستیک جذب میشود به گرما تبدیل میشود و درون لاستیک به مرور گرم میشود.
آن خاصیتی که عموما افراد از لاستیک انتظار دارند و لاستیک را بر این خاصیت درک میکنند، همین خاصیت رزیلیانس یا برگشتپذیری است.